صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

298

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

آن كه : « اين ادراكهاى متنوع و مختلفى كه به نفس انسانى در خواب عارض مىشود و رؤيا نام دارد ، اصول و اسبابى دارد كه وجود آن در نفس و ظهور آن در خيال را مىطلبد ؛ اينها بر خلاف اختلافشان ، به اصول و اسبابى كه آنها را موجب مىشوند ، شبيه‌اند . هر خوابى ، تأويل و تعبيرى دارد ؛ امّا تأويل بعضى از آنها علّت طبيعى عامل در بدن در حال خواب است ، و تأويل برخى سبب اخلاقى دارد ، و برخى هم علل متفرقه و نامعلومى دارند . امّا آنچه كه انديشه و تفكر را مىطلبد ، خوابهايىاند كه به علل خارجى طبيعى يا مزاجى مربوط مىشوند ، نه علل درونى و اخلاقى و يا غير اينها ؛ به حوادث بيرونى و حقايق هستى ارتباط دارند . براى توضيح چنين رؤيا و ديگر رؤياهاى صادقه مىگوييم : عالم سه گونه است : 1 - عالم طبيعت و علم مادّى كه در آن زندگى مىكنيم . 2 - عالم مثال كه از حيث وجودى فوق طبيعت است و در آن صورت اشياء بدون مادّه است اين حوادث طبيعى آن جا فرود مىآيند و به آن‌جا باز مىگردند ؛ اين عالم مقامى برتر و نسبت سببيّت نسبت به حوادث عالم طبيعى دارد . 3 - عالم عقل ، كه از حيث وجودى از عالم مثال برتر است و در آن حقايق اشياء و كلّيات آن بدون مادّهء طبيعى و صورت هستند و نسبت به آنچه كه در عالم مثال هست نسبت سببيّت دارد . نفس انسانى به خاطر تجرّدش با دو عالم مثال و عقل سنخيّت دارد ، و آن گاه كه انسان به خواب مىرود و حواس تعطيل مىگردند ، نفس به طور طبيعى از امور طبيعى بيرونى قطع رابطه مىكند و به عالم هم سنخ خود بازگشته ، برخى از حقايق آن را به حسب استعداد و امكان خود مشاهده مىكند .